|
قطره ای از دریا
|
|
بار خدایا! چگونه و با چ ه زبانی از تو تشکر و قدر دانی کنم که زبانم قاصر است
و جسمم آلوده به گناه و معصیت، و با این زبان و بدن آلوده به گناه کی توان سخن
گفتن در مقابل تو را دارم.
بار خدایا! تو را شکر و سپاس بی پایان که حیات مرا در زمانی قرار دادی که چنین
بندگان مخلص و از جان گذشته ای داری، |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
قطره ای از دریا
|
|
بعد از من خدای
را شکر کن و بهترین لباست را بپوش
وصیت نامه شهید
روح الله ملک پور
27/2/60
بسم الله
الرحمن الرحیم
قبل از هر چیز
از کلیه کسانی که بر اینجانب حقی دارند تقاضا می کنم به خانواده ام مراجعه کنند
واز همه آنها امید عفو دارم . پدر و مادرم، از اینکه قدرت این را ندارم که زحمت
هایی که برایم کشیده اید را جبران کنم خیلی متاسفم و امیدوارم که مرا حلال کنید
واز قول من از همه کسانی که از اینجانب ناراحتی دیده اند بخواهید مرا حلال کنند و برایم
دعا کنند و |
|
ادامه مطلب...
|
|
قطره ای از دریا
|
شهدای روحانی طلبه شهید حسن یزدانی /در تابستان سال 1348 در کرمان متولد شد . قبل از 6 سالگی قرآن را نزد مادر خود فرا گرفت .سال 61 برای تحصیل علوم دینی به کاشان رفت و با ایمان و علاقه ای که داشت در این علوم پیشرفت عجیبی نمود. از همان سنین ، نماز شب او ترک نمی شد و به دعا و مستحبات بسیار علاقمند بود.
/یکسال در حوزه تحصیل کرد سپس به کرمان آمد و گفت که عزم جبهه دارد. به او می گویند برای تو زود است بهتر است چند سالی تحصیل کنی و سپس عازم جبهه شوی . در جواب می گوید : من بالغ شده ام واز آنجا که امام فرموده اند هر کس توانایی حضور در جبهه را دارد، باید به جبهه برود، پس من هم که مقلد امام هستم باید بروم و رفت . |
|
ادامه مطلب...
|
|
قطره ای از دریا
|
|
واقعا" برای ما سخت بود که می دیدیم برادر شریف هر کاری انجام می دهد. مثلا" غفلت که می کردیم ، ظروف غذا را می برد و می شست . خدا می داند از خجالت آب می شدیم ، ما او را به عنوان فرمانده خود می دیدیم ؛ اگر چه برادر حاجبی فرمانده بود. البته این نظر و عقیده ی برادر حاجبی هم بود. وقتی درخواست می کردیم خودش را به زحمت نیندازد ، می گفت : " وظیفه ی من است که هر کاری از دستم بر می آید، برای رزمنده ها انجام بدهم."
|
|
ادامه مطلب...
|
|
قطره ای از دریا
|
نامه ای از اسارتگاه رژیم بعثی صدام به امام خمینی بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و اياك نستعين ؛ مادرم سلام، اين نامه مخصوص پدر بزرگوارم هست. پدر عزيزم و هاديم و مايه دانائيم و داراى روح خدائيم، سلام عليكم. گرچه مشكل است معرفت قدر تو، اما اين جملاتى است تقديم به قلب تو. وصفت را از چند چيز پرسيدم. از كوه، گفت از من استوارتر. از دريا، گفت از من خروشانتر . از خورشيد، گفت از من تابانتر. گاهى كه سر انقياد به حال تحقير بر دامنت گذاشتيم، به ما فرزندانت فرمودى: اگر لايق باشيم دست و بازويتان را مىبوسم. |
|
ادامه مطلب...
|
|
قطره ای از دریا
|
يكى از عكسهاى امام را يكى از بچههاى بسيار خوب جبهه
جنوب در دى ماه 1365 نزد اينجانب آورد و گفت: مىخواهيم آن را
براى اهدا به رزمندگان تكثير كنيم. آن را خدمت امام ببر
و درخواست كن تا مطلبى را در رابطه با رزمندگان روى عكس مرقوم
فرمايند. گفتم طبق معمول بعيد است كه غير از امضا چيز ديگرى بنويسند. ولى
هنگامى كه مشرف شدم و مطلب را به عرض رساندم امام بدون تأمل قلم را
برداشتند و در كنار عكس اين جمله را نوشتند: |
|
ادامه مطلب...
|
|
قطره ای از دریا
|
تازه عمليات غرور آفرين فتح المبين آغاز شده بود كه با بيت امام تماس گرفتيم و اعلام كرديم وقت ملاقاتى را براى فرزندان بسيجى امام كه براى اسلام و امت اسلامى با اين فتح عظيم افتخار بزرگى را آفريدهاند اختصاص دهند. بلافاصله موافقت شد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
اخبار
|
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون خبرنگاران دفاع مقدس و پایداری استان کرمان؛ سی و هشتمین شماره ماهنامه "شمیم عشق" ویژه خرداد 89 با محوریت سالگرد آزاد سازی خرمشهر منتشر شد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
اخبار
|
در پی جنایت اخیر رژیم صهیونیستی، کانون خبرنگاران دفاع مقدس و پایداری استان کرمان، بیانیه ای در محکوم نمودن این ظلم آشکار، به شرح ذیل صادر نمود: بسم الله القاصم الجبارين جوشش خون شهداي مظلوم، ريشه ي ظلم، زر، زور و تزوير را خشك مي كند و نويد فتح و پيروزي مي دهد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 5 از 31 |