|
مطالب -
قطره ای از دریا
|
|
سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۰ |
ملاحظه ی همه را می کرد. وقتی سر سفره ی غذا می نشست ، می دیدم خیلی آهسته غذا می خورد. بچه ها ی دیگر ، چهار لقمه بر می داشتند و او هنوز یک لقمه اش را هم تمام نکرده بود. می گفتم : " علی جان یواش می خوری ؟ بخور جان بگیری. "
می گفت : " بگذار این بچه ها گرسنه از سر سفره نروند. اگر زیاد آمد می خورم. " وقتی می دید همه کنار کشیده اند ، دستش را بالا می برد ، خدا را شکر می کرد ، دعا می خواند و از خدا طلب رحمت و رزق حلال می کرد. با خود فکر می کردم بار الها ، این آدم که با شکم گرسنه ، تو را شکر گذاری می کند ، اگر شکمش پر باشد ، چه می کند ؟ می گفتم : " سیر شدی علی آقا ؟ " می گفت : " در قلب آدم های شکم سیر ، خدا پیدا نمی شود. "
راوی: مادر شهید علی آقا ماهانی
|