|
مطالب -
قطره ای از دریا
|
|
دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۵۲ |
در عملیات رمضان وقتی او را در پاسگاه زید عراق دیدم ، از اینکه کیلومترها بیسیم سنگین و سلاح خالی خود را حمل کرده بود،تعجب کردم . فقط نارنجکهایی را که در آغاز عملیات به کمر بسته بود ، نیاورده بود. به نقل از دیگر برادران ، تک تک نارنجکها را درست و به موقع در نابودی دشمن استفاده کرده بود. معمولا" در لحظات سخت ، نیروها تجهیزات سنگین را رها می کردند تا از مهلکه جان سالم به در ببرند؛ اما او اخلاق امانت داری را به ما یاد داد. ایشان علاوه بر خودش که نیرویی کار ساز بود ، کلیه وسایل بیت المال را هم با خود آورده بود.
دوستان بسیاری برای سبک حرکت کردن حتی فانسقه شان را هم پرت کرده بودند ؛ اما او در حالی که از آخرین نفرات مقاومت کننده و تحت تعقیب دشمن بود ، بیسیم و سلاح خالی خود را جا نگذاشته بود . او به ما درس داد که اگر زنده ایم ، بدانیم چگونه زندگی می کنیم. برادر شریف ، نوارهای ویدئویی را که احتمال داشت براثر گرما نابود شوند ، در اتاقی گذاشته بود که کولرگازی در آنجا روشن بود. پرسیدیم : " چرا خودتان در اتاق گرم عرق می ریزید، اما برای چند نوار کولر گازی گذاشته اید ؟ " گفت: " اینها اموال بیت المال هستند. حفظ آنها برای ما واجب است. " گفتن این حرف در حال حاضر ساده به نظر می رسد ؛ اما در گرمای پنجاه درجه که آدم له له می زند و عرق از سر ورویش می ریزد ، مشکل است.
از خاطرات همرزم شهید یوسف شریف
|